هرگز اولین وبلاگی که خوندم رو فراموش نمی کنم. وبلاگ حسین درخشان (Hoder) که یه گوشه وبلاگش طرز تهیه یک وبلاگ رو شرح داده بود. حدودای پاییز 80 احتمالا. باور کردنی نیست که از اون موقع تا امروز این همه سال گذشته. بعضی اوقات فکر می کنم این همه سال دقیقا یعنی سالهای اوج جوانی من و دوستانم؟! ..
مممم... تو این وبلاگ خونی های اون زمان که همه چیز کلی فرق داشت و آدم هایی که می نوشتند محدود، در کشف هر نوشته احساس فوق العاده ای جریان داشت. چیزی که قبل از اون تجربه نکرده بودم. یاد قرارهای وبلاگی اون زمان به خیر! منی که تازه دانشجو شده بودم و مثلا می خواستم اولین تجربه های گردهمایی جوانانه رو داشته باشم، با چه جریاناتی از بابام اجازه می خواستم که برم! براش توضیح می دادم که وبلاگ چیه و من چه طوری تونستم از لابلای نوشته ها بفهمم که اینا آدم های خوبین و اینکه من حتما باید برم.. به چه سختی و داد و قالی راضیش کردم که برم. چه هیجانی که خاموش نمی شد حتی به قیمت ناراحت کردن بابا..
یه چیز جالب از آدم های وبلاگستان اون زمان ازدواج دوتاشون با هم بود. دوتا از بامزه ترینهاشون که البته فکر می کنم یکیشون آمریکا بود و به هرحال بعد از ازدواج مقیم اونجا شدن. واااااای ..یاد نوشته های عاشقانه پژمان خاکی (!!) نوشته هایی که برای دختری با روسری آبی نوشته می شد و آنچنان با شور و حرارت بود که من رو شیفته خودش کرده بود. چقدر دلم می خواست ببینمش.
بعد سالها، اینجا هم با خود ما بزرگ شده. اونقدر بزرگ که دیگه شاید سر و تهی هم نداره. حالا وبلاگ آدمایی رو می خونم که هم سن و سال خودم هستن و از زندگی های مشترک می نویسن یا روزشمار یک نی نی رو ورق می زنن
و ما با هم همراه می شیم. تا یکی بیاد اما کسی نره! زندگی، چقدر کوچک، چقدر بزرگ و چقدر هیجان انگیزه!
حالا من اینجا به خاطر همه اتفاق های این سال ها، حرف هایی دارم برای زدن که برای شنیده شدنش نیاز یه گوش هایی مجازی دارم. تا آزاد باشم برای یادآوری هر خاطره، برای گفتن هرچیز.
با این حال نمی تونم نترسم. میدونم که هر روز امکان داره همون کسی که نباید، اینجا رو کشف کنه. باشه.. اشکالی نداره. خوش اومدی. به این دل خانه کوچک که هر حرف ثواب و ناثوابی (!!)، هر احساس درست و نادرستی قبل از به دنیا اومدن به دنیای واقعی، اینجا مرور می شن. شاید که هیچ وقت به دنیا نیان. اما باید گفته بشن تا اون طرف، تو قسمت واقعی زندگی آدم بهتری باشم. اینی که تو می شناسیش.

