چند وقتی است به فراست افتاده ام تا نظراتم را پیرامون ارتباطات انسانی و مطالعات فرهنگی – اجتماعی به رشته نوشتار در بیاورم.البته قبل از این ها عرض کنم که این نظرات اگرچه جای بحث دارد اما حاصل تحقیقات و یافته های سال های گذشته است که به عبارتی جهیزیه علمی مان شده و امید دارم که دست کم ننگ "حماله الحطب" را از دوش مان بر دارد!
کمرنگ شدن ارتباطات انسانی در دنیای امروز تیشه تیزی به ریشه بنیان نهادهای اجتماعی مهمی مانند خانواده زده است و این خود زنگ خطری برای تهدیده نسل های حال و آینده است.این مهم سبب شد تا از امروز بصورت متناوب و منظم نسبت به ارائه بحث های علمی در حوزه ارتباطات انسانی و فرهنگی – اجتماعی ، راهکارهای خود و شما مخاطبین محترم ام را به اشتراک بگذارم تا هم قسمتی از مشکلات این روزهای مان بهبود پیدا کند و هم نیمچه پیشگیری باشد برای آینده مان.
در این راستا از نظرات و پیشنهادات سازنده شما دوستان حول محورهای موضوعات اجتماعی فرهنگی در دایره ارتباطات انسانی ، نقش رسانه ها در ارتباطات انسانی ، نقش نهادهای مدنی در مناسبات فرهنگی و انسانی و... استقبال خواهم کرد
مشارکت شما محترمین می تواند در ارائه راهکارهای مناسب به خوانندگان این صفحه کمک شایانی نماید.
منتظر نظرات شما عزیزان هستم...
پانوشت:
مشهد امام رضا مهمان بودیم.جایتان خالی.با اینکه هیچ کسی از دوستان را ندیدیم اما همه تان را یاد کردیم...
مذاکرات ایران و شش کشور قدرتمند دنیا هفته قبل با انتشار بیانه ای به پایان رسید. با همه فراز و نشیبی که این مذاکرات را تحت الشعاع قرار داده بود اما توافق نهایی دوطرف ،سوالات زیادی را در افکار عمومی نمایان ساخت.اینکه مفاد توافق چه بوده که دهان ابرقدرتها را تا بناگوش باز کرده بود؟ یا اینکه چرا برخی عربده کشانی بین المللی اینچنین از کوره در رفته اند و سروصدا می کنند!؟
این نوشته سعی می کند به ابعاد رسانه ای موضوع در سطح بین الملل پرداخته و آن را واکاوی کند
برای دید بهتر به سال ها قبل بر می گردیم.جایی که اسرائیل- دشمن شماره یک بشریت – تلاش می کند تا با بکارگیری ابزارهای مدرن رسانه ای ، تصویری دگرگون شده از ایرانیان مسلمان نشان دهد.در همین سال ها تولید روز افزون فیلم های سینمایی ضد ایرانی با حمایت لابی صهیونیزم قوت می گیرد.جنگ رسانه ای بر علیه ارزشهای انقلاب برای تخریب چهره اسقلال طلبانه ایرانیان در افکار عمومی دنیا شدت گرفته و فشارهای تبلیغاتی بر علیه آرمان های جمهوری اسلامی بیشتر و بیشتر می شود.در این میان تنها نخبگان علمی فرهنگی دنیا هستند که هنوز بر اراده ملت ایران تاکید داشته و آن را می ستایند.
اما در بین افکار عمومی داستان متفاوت است.آنان ایرانیان را جنگ طلبانی بی منطق و خودخواه فرض کرده که به دنبال استفاده غیرمعمول از انرژی هسته ای هستند و قدرت طلبی را به مدد سلاح و مهمات اتمی می دانند.در صورتی که این تفکر زاییده فکر سخیف صهیونیزم بین الملل است.
نظریات زیادی وجود دارد که تاکید می کنند: همیشه افکار عمومی متهم به باور پیام های صادره رسانه ها هستند.اما آیا مردم دنیا باورشان شده بود که ایران به دنبال بمب اتمی است؟آیا کسی صدای حق طلبی و مظلومیت ایران اسلامی را نمیشنید؟
در واقع مردم دنیا باورشان شده بود ایران بمب اتمی دارد و ممکن است با فشردن یک شاسی، کیلومترها آن طرف تر را نابود کند.این همان پیامی بود که اسرائیل – بعنوان صادر کننده پیام – به دنبال تدوین و ارسال آن به افکار عمومی دنیا بود.اصولا اسرائیلیان از ابتدای تاریخ مردم موش صفت و مظلوم نمایی بودند و باعث بوجود آمدن داستان هایی نظیر هولوکاست شدند.
با این پیش گفتار لازم بود تا ایران رویکرد جدید رسانه ای را بر علیه این حرکت عظیم ضد ایرانی آغاز کند.به نظر اولیای حکومت، بهترین معرض برای تنویر افکار عمومی همین نشست های 5+1 بود.جایی که دنیا چشمش به آن است و از هر تبلیغی می توان برا ی تنویر افکار عمومی استفاده کرد.یادم می آید نشست های خبری دکتر جلیلی را که در پس زمینه ، عکس شهدای هسته ای مان نقش می بست که خود نشان دهنده مظلومیت ایران در رسیدن به حق خود بود.
اما بعد از به قدرت رسیدن دولت جدید، رویکرد رسانه ای جمهوری اسلامی هم تغییر کرد و نمود آن را در مذاکرات ایران و غرب به عینه مشاهده کردیم.افکار عمومی لبخندهای دیپلماتیک آقای وزیر خارجه را فراموش نخواهد کرد.این اولین حرکت رسانه ای برای تنویر افکار عمومی دنیا بود.با همه کم و کاستی ها باید اعتراف کرد تیم مذاکره کننده حقیقتا مسلط به علوم رسانه و جنگ نرم بود و از تکنیک های دیپلماتیک بخوبی استفاده کرد.
تا جایی که ظریف گفته بود : مردم به لبخندهای جلوی دوربین نگاه نکنند.ما روزها و شبها بحث های جدی در حد اختلاف نظرهای شدید را سپری کردیم.
بیان این موضوع نشان می دهد که دنیای سیاست معرض جنگ رسانه ای است .جنگ نرمی که امروز خواه ناخواه باید مسلط به آن بود تا در نبردهای سیاسی برنده میدان باشی.
یادمان نرود برای پیروزی بر دشمن همیشه تیغ و سنان نیاز نیست.گاهی باید با پنبه سر برید.
پی نوشت:
با اینکه این روزها همه "مچکریم"، اما ای کاش کمی انصاف را از جناب ظریف یاد می گرفتیم!
باز هم برای فرزندان انقلاب آرزوی موفقت داریم.
عالم سیاست عالم مشقت باری است.گاهی باید با دست بسته به میدا بروی و تیغ نخوری.
راضیه: بابایی توافق یعنی چی؟
من: توافق یعنی من و شما با هم تو یه موضوعی هم نظر باشیم.مثلا من پیشنهاد بدم: بریم پارک ؟
و شما هم قبول کنی.این یعنی توافق.
راضیه: اگه شما بگی: نه نمیریم پارک یعنی چی؟
من: یعنی توافق نکردیم بریم پارک.
راضیه: خوب ! حالا بگین وقتی توافق میکنیم بعدش می تونیم توافق نکنیم؟!
من
: منظورت اینه که بعدش بزنی زیرش؟
راضیه: نع! یعنی مثلا من بیشتر فکر کنم به این نتیجه برسم که توافق بدردم نمیخوره!
من: بیشتر توضیح بده متوجه نشدم![]()
راضیه: یعنی شما مثلا میگی پیاده بریم میوه بخریم خوب؟ بعد من میگم اگه برام بستنی می خری میام.بعد بیام بستنی بخری برام بعد من بگم نه دیگه نمیا خسته شدم!! میشه اینطوری؟
من
: این همون بزنی زیرشه دیگه.یعنی قول بدی و عمل نکنی.ت
وافق یعنی با هم قول و قرار میزاریم که کاری رو با هم انجام بدیم...
راضیه
: پس من برم حساب مرضیه رو برسم!
من : وا !!؟ چرا؟
راضیه : آخه دیروز تو مدرسه من باهاش توافق کردم میوه شو بده من بخورم بعد خودش یواشکی خورده بود!
من: اون کاری که تو کردی توافق نبوده.اون زورگویی بوده.
راضیه: نخیرم! زورگو مرضیه است که میوه شو بهم نداده بخورم!... آی مرضیه خانم زورگو کجایی؟ توافق بهم زن کجایی؟...
من: توافق بهم زن؟![]()
![]()
( ماجرای مذاکره من و بچه ها را نیز اینجا بخوانید )
پی نوشت:
قدیمی ها می گفتند : جوجه رو باید آخر پاییز شمرد!
بالاخره به یک توافق اولیه با زورگویان قلدر رسیدیم.به نوبه خودم از فرزندان انقلاب تشکر می کنم.
دیپلماسی یعنی این.لطفا کمی سیاستمدار باشیم!